بزرگ‌ترين جهانگرد قرون وسطا، در قلمرو مسيحيت‌. نخستين كسي كه سراسر قاره‌ٴ آسيا را از درياي مديترانه تا اقيانوس آرام پيمود (پدر و عمش در نخستين سفرشان با قوبيلاي قاآن در اردوگاهي در مغولستان ملاقات كردند؛ جوواني مونته چوروينو هم مدتي بعد، يعني در حدود 1292، اين كار را كرد؛ و بيشتر آن هم از راه دريا بود). او نخستين كسي بود كه شرح مبسوطي از چين به دست داد، و توصيفش از كشورهاي ديگر (سيام‌، برمه‌، لائوس‌، جاوه‌، سوماترا، جزاير نيكوبار و آندامان‌، حبشه‌، سقطره‌، زنگبار، ماداگاسكار، شرق و غرب هند، بلوچستان‌، روسيه‌) كامل‌تر از آثار قبلي بود؛ و نخستين كسي بود كه تصوري از كشور ژاپن را به غرب رساند.
نيكولو، مافيو، و ماركوي جوان در 1271، ونيز را ترك گفتند، به عكّا و از آن جا به‌ بيت‌المقدس‌، و اياس رفتند، دوباره به عكّا بازگشتند تا نامه‌هاي دعوت به دين مسيح را از گريگوريوس دهم‌، پاپ تازه انتخاب شده‌، خطاب به خان بزرگ دريافت كنند؛ آنگاه روانه‌ٴ هرمز شدند. اين حاكي از آن است كه نخست قصد آنان دريانوردي در اطراف هند بود، ولي به جاي آن‌ از راه خشكي از بلخ‌، بدخشان‌، پامير، كاشغر، ياركند، ختن‌، لپ نور، صحراي گبي و غيره به‌ شانگتو رسيدند و احتمالاً در 1275، مورد استقبال قوبيلاي قاآن قرار گرفتند. مدت هفده سال‌، زير فرمان او به‌سر بردند؛ و احتمالاً بيشتر آن مدت را در دربارش در خانباليغ گذراندند. به‌ويژه‌ ماركو مورد لطف فوق‌العاده‌ٴ خان بود، و به مأموريت‌هاي طولاني در غرب از قبيل يونان و تبت‌، شمال برمه و سيامپا فرستاده مي‌شد. به نظر مي‌رسد كه مدتي هم فرماندار شهر بزرگ يانگچو (نزديك نانكينگ‌) بود! او با چهار خطي كه مغولان به كار مي‌بردند آشنايي داشت (احتمالاً منظور اويغوري‌، تبتي‌، عربي و چيني باشد).
پولوها در 1293، اجازه يافتند به ميهن خود بازگردند، و همراه عروس تازه‌اي كه براي‌ ارغون‌خان فرستاده مي‌شد بندر زايتون را ترك گفتند و پيام‌هاي امپراتور را براي پاپ و شاهان‌ بزرگ مسيحي با خود بردند. سفر از بندر زايتون تا جاوه و سوماترا سه ماه طول كشيد؛ پنج ماه‌ در سوماترا توقف كردند؛ در هجده ماه از سوماترا به هرمز رسيدند؛ و مجموع سفر از بندر زايتون‌ تا هرمز دو سال و دو ماه طول كشيد، و عده‌ٴ هم‌سفران از 600 به 18 تن كاهش يافت‌. در پايان‌ سال 1295 از هرمز، از راه طرابوزان‌، قسطنطنيه‌، اوبويا به ونيز رسيدند.
ماركوپولو در جنگ دريايي ميان جنوا و ونيز در نزديكي كورزول‌، در دالماسيا در 7 سپتامبر 1298، شركت كرد و اسير شد. در اثناي اسارتش در جنوا (1298 ـ 1299)، شرح سفرهاي خود را به‌ يكي از هم‌زنجيرانش به نام روستيچللو (يا روستيچيانو)ي پيزايي‌*1 تقرير كرد و او آن را به زبان‌


* اين روستيچللو برخي داستان‌هاي ميز گرد را به زبان فرانسه نوشته است‌. به خاطر داشته باشيم كه برخي معاصران ماركو از قبيل آلدوبراندينو و برونتولاتيني‌ فلورانسي هم به فرانسه نوشتند.
Rustichello (Rusticiano of Pisa) .1